سلام
خستم خیلی خیلی خسته
از همه کس از همه چی حتی خودم
تا ۱ ماه پیش که داشتم واسه کنکور می خواندم روزی۶-۷ ساعت
بعضی وقتا کمتر بعضی وقتا بیشتر البته فقط ۲ماه اخر قبلش روزی ۴ساعت به زور
۵/۱سال کلاس ریاضی میرفتم (حسابان،هندسه،گسسته و دیفرانسیل)پیش یه معلم خیلی خوب که همیشه بهش مدیونم
تابستون رفتم کلاس فیزیک اما یارو از دماغ فیل افتاده بود
منم دیکه نرفتم سر کلاسش
خلاصه با هر بدبختی ای که بود واسه کنکور درس که نمی خواندم ولی حرص و می خوردیم
نه فیلمی(البته اینو یواشکی استاد میکردم
) نه مسافرتی،نه بازیی فقط اینترنت و نتونستن ازم بگیرن
بالاخره عید شد 
عید هم بچه خواهرم به دنیا اومد و درس دو در شد
بعد عیددیگه بهونه نداشتم ۳ماه مونده بود و من هنوز شروع هم نکرده بودم
نه خداییش ریاضیم که حل بود ادبیاتمم اصلا من هیچ وقت نمی خواندم بی خیال
زبان هم فقط سر کلاس و برگه لغات معلممون،شیمی هم خوب بود فقط شیمی پیش۲ رو بلد نبودم که بی خیال شدم البته شیمی۳ رو هم ناقص خواندم
فیزیکم پیش۱ و بی خیال بقیه اش رو هم ای خواندم
موند دینی که خواندم
عربی هم که بی خیالش کی حال داره عربی بخوانه البته می خواندم اما عربیم ضعیف بود بیشترین در صدی که می اوردم ۳۰ بود
از همه در صدهام کمتر
خلاصه روز کنکور شد ما با هزارتا ارزو که دیگه دانشگاه اصفهان رو شاخشه که قبولیم
رفتیم سر جلسه
که به لطف مسئولان حوزه ما یعنی دانشکده پزشکی کنکور به جای ۷:۳۰ساعت۹:۳۰ شروع شد

فکر کنین ما ساعت ۶:۳۰ دم در دانشکده پزشکی اماده بودیم شماره صندلی هامونو دیدیم رفتیم تو من و نگین (دوست صمیمیم
)هر چی دنبال جامون میگشتیم اثری نبود
از مسئولین که می پرسیدیم میگفتن ما نمیدونیم
یا ما رو به هم پاس میدادن

ما هم ۳طبقه رو ۳بار گشتیم بعد به این امید که جامون و پیدا کردیم از هم خداحافظی کردیم و گفتیم ما میتونیم
(این شعار ما بود قبل از هر ازمون
)
به همون نام و نشون من تا ۲ ساعت بعد هم داشتم دنبال صندلیم می گشتم

البته دیگه نگین و ندیدم اخه خیلی شلوغ بود.همه اویزون بودن
همه یا گریه میکردن یا فحش میدادن(من نوع ۲
) اخه اعصابمون خرد بود ساعت ۸:۳۰ بود و ما هنوز یه لنگه پا وایساده بودیم
مسئولین هم که همه قایم شده بودن اونایی هم که بودن بهمون می خندیدن
۶۰ تا دفترجه ازمون گم شده بود
حال کنین چه جوری کنکور برگزار کردن
خلاصه ساعت ۹ یکی به من گفت شمارت جز کنکوریا نیست
من و میگی فقط می خندیدم اونم از نوع عصبیش
به هر حال صندلیم پیدا شد
و کنکور به طور نامنظم شروع شد ماله ما ۹:۳۰ بعضیا:۱۵ ۹ بعضیا ۹:۴۵ جالب اینجاست همه رو همزمان گرفتن
تقلبم که بیداد میکرد همه موبایل اورده بودن به جز ما
کنکور هم که دیر شروع شد سئوال ها هم که لو رفته بود
ادامه دارد.....................